آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

164

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

و سردارى سوار نظام « 1 » و مديريت مخازن و انبارها ( ايران انبارگبذ « 2 » ) « 3 » و اين منصب اخير همان است ، كه تئوفيلاكتوس آن را مخصوص خاندان هفتم قلمداد كرد . اما مناصب كشورى نيز از اينقرارند : رئيس امور كشور ، كه معلوم نيست چه مقامى بوده است . ديگر قاضى كه حكميت نيز مىكرده است . سوم رئيس وصول ماليات و بازرس خزائن سلطنتى « 4 » بايد دانست ، كه مطالب تئوفيلاكتوس مربوط به آخرين

--> ( 1 ) - اينكه در « شاهنشاهى ساسانيان » ، ص 27 ، صاحب اين شغل را اسپبذ نوشته‌ام ، مسلم نيست . بيشتر احتمال دارد ، كه عنوانى شبيه به اسپوابذ يا اسواربذ باشد . ( 2 ) - Eran - ambaraghbadadh ( 3 ) - ر ك نلدكه ، طبرى ، ص 444 ؛ هرتسفلد ، پايكولى ، لغات ، شماره 66 . ( 4 ) - گمان ندارم كه شغل اخير همان « مدير كل خراج » ( واستريوشان سالار ) باشد . طبرى ( نلدكه ، ص 110 ) در مورد مشاغل بزرگى كه مهر نرسى وزير بسه فرزند خود داد در حق ماه‌گشنسپ فرزند دوم او گويد : در تمام مدت سلطنت وهرام پنجم صاحب شغل واستريوشان سالارى بود . اگر اين شغل ارثى ميبود ، لازم ميآيد كه ماه‌گشنسب مذكور فرزند ارشد باشد . البته ميتوان چنين پنداشت ، كه طبرى اشتباهى كرده است . ( در جاى ديگر طبرى ، نلدكه ، ص 112 ، اسامى فرزندان مذكور را به ترتيب ديگر ذكر كرده و ماه‌گشنسپ آخر آنان است ) . اما اگر بگوئيم ، كه ماه‌گشنسپ در حقيقت ارشد اولاد بوده و ارثا بمقام واستريوشان سالارى رسيده است ، لازم ميآيد ، كه مهر نرسه و پدرش ورازگ نيز قبلا همين مقام را داشته باشند ، لكن دينورى ( چاپ گيركاس ، ص 57 ) اسم شخصى موسوم به گشنسپ آذار را ذكر كرده ، كه او را وزير بزرگ خراج » ناميده است و معنى آن بيشك واستريوشان سالار است . چون گشنسپ آذار طبق دينورى بعد از وفات يزدگرد اول يعنى زمان مهرنرسى اين شغل را داشته ، پس مهرنرسى داراى آن مقام نبوده است . حال اگر فرضا قول دينورى را به كلى ترك كنيم ، اشكال باقيست ، زيرا كه در اين صورت ماه‌گشنسپ در زمان حيات پدر خود صاحب مقام موروث خانوادگى گرديده است و مسلما چنين فرضى خالى از صحت است . شايد بتوانيم بگوييم كه مقصود شغل ديگريست ، كه آن را واسپوهرگان آماركار يعنى -